اتوپیا، آرمانشهر و مدینه فاضله

تاریخ بشر نشان می دهد كه انسان همواره به دنبال تاسیس جامعه ای رؤیایی و دور از زشتی ها بوده است كه در آن همه امور بر وفق مراد و مطابق میل باشد. جامعه ای كه در آن نه خبری از ظلم و تبعیض باشد و نه اثری از جنگ و ستیز و نه رد پایی از جهل و فقر و مرض یافت شود. این كمال یابی مدام فكر عده ای از متفكران و نواندیشان را به خود مشغول داشته است و آنان را به ارائه طرح ذهنی جامعه برتر كه برآورنده تمام آرمانهای فوق باشد واداشته است. چنین جامعه و حكومتی را در فرهنگ پارسی آرمانشهر، در انگلیسی اتوپیا و در ادبیات عرب مدینه فاضله گویند.

آرمانشهر-اتوپیا-مدینه فاضله

بشر و آرزوی بهشت روی زمین

درطول تاریخ، افلاطون با طرح شهر مراد در كتاب جمهور در 2300 سال قبل از میلاد و آگوستین از مفسران دین مسیح در قرن چهار میلادی در كتاب شهر خدا و سپس در اندیشه مسلمانان فیلسوفی به نام فارابی در قرن چهارم هجری در كتاب سیاست مدینه از نخستین كسانی هستند كه فقدان مدینه فاضله را درك كرده اند. انسانهای اهل مدینه فاضله همه در راه كمال حركت می كنند و هر یك از آنان دیرتر یا زودتر به نقطه ای مادی یا معنوی دست می یابند كه این امر خود بر انگیزنده حركت های بعدی می گردد. نظام حاكم نظامی است كه انسان را به جایی می برد كه جز به خدا نمی اندیشد. معلم ثانی (فارابی) عنان رهبری مدینه فاضله را به دست مردمی می سپارد كه رییس اول نام دارند و به صفاتی مشخص و معین متصف هستند. رییس اول در جایگاه اول حاکمیت جامعه و نزدیك ترین فرد به یزدان پاك است.

بر این منوال افراد بسیاری در كتب مختلف نظریه پردازی كرده اند كه از این جمله می توان به ارسطو و كتاب سیاست، كامپانلا و كتاب شهر خورشید، بیكن و كتابهای ارغنون جدید و آتلانتیس نو، كانت، هگل، راسل، ماركس و … اشاره نمود.

رنسانس فکری و هنری

پس از وقوع رنسانس و تجدید حیات فكری و هنری در فضای اروپا، در سال 1518 میلادی كتاب اتوپیا اثر سر توماس مور منتشر می گردد. او از سیاست مداران كاتولیك مذهب انگلستان در قرن 16 میلادی بود در كتاب معروف خود پس از انتقاد پر شور از اوضاع اجتماعی و اقتصادی اروپا و به ویژه انگلستان، شهری خیالی را در مقابل شهرهای موجود با نام دیستوپیا مطرح می نماید و با زبانی طنز آلود حل مشكلات مردم را در آن می جوید. كلمه اتوپیا از ریشه یونانی و به معنای هیچستان و ناكجا آباد گرفته شده و روایتگر این آرمانشهر رافائل به معنای یاوه سرا است كه یك یونانی و شاگرد مكتب افلاطون است.

در قرون بعدی اتین كابه (جامعه شناس سوسیالیست فرانسوی) در كتاب خود به نام سفر به ایكاری با الهام از مور، اتوپیای خود را مطرح می كند. ویل دورانت نیز كه یك دوره تاریخ بشر را از قرون قدیم تا عصر ناپلئون نگاشته است، در سال 1918 میلادی در كتاب خود با نام لذات فلسفه آرمانشهر خود را ترسیم می كند.

مدرنیسم، پست مدرنیسم و فراتر از آن

با شروع قرن نوزدهم میلادی و آغاز تحولات شگرف برداشت روشن گرایانه از نو كردن جامعه از اروپا به كل جهان منتشر شد و وعده بالاترین درجات شادكامی و كامرانی به همگان ابلاغ گردید و در نتیجه اصول نو گراها به توسعه موازی در زمینه هنر و معماری و برنامه ریزی شهری و… انجامید.در حقیقت جنبشی به نام مدرنیسم (نوگرایی) خود را به عنوان یك تعبیر كلی برای تمامی قرن بیستم معرفی كرد و به طور معمول از اسكلت بتن مسلح برای ارائه طرح ها استفاده می شد. از جمله سردمداران این جنبش می توان از لوید رایت، لوكوربوزیه، باهاوس و دواستیل نام برد.

بسیاری از مردم هیچگاه این جنبش را نپذیرفتند و آن را به منزله اهانتی نسبت به خود تلقی كردند.چرا كه این جنبش با اقداماتی به منظور بهبود وضعیت سلامت عمومی در قرن نوزدهم آغاز كرد و سبب از هم پاشیده شدن روابط اجتماعی چه در میان افراد و چه در میان توده های فضایی گشت.

ختم نمادین مدرنیسم در ساعت 3 و 23 دقیقه بعد از ظهر 15 جولای سال 1972 اعلام شد كه مجموعه مسكونی پروت ایگو به دلیل غیر قابل سكونت بودن آن برای طبقات كم درآمد با دینامیت منفجر شد.

سبك پست مدرنیسم (فرانوگرا) از سوی افرادی مثل چارلز جكنز به عنوان راه حل پیشنهاد گردید. وی در كتاب زبان معماری فرانوگرا اظهار می دارد كه اگر قرار است چیزی در جامعه نوگرایی غرب حكومت كند همان كثرت گرایی و روش چند جنبه ای است.

آغازگران این نوع تفكر كسانی هستند كه خواهان نقد ریشه ای شهر دوره مدرنیسم بوده و به دنبال ایجاد شهری هستند كه با فنون نو ساختمانی ساخته شده باشد وبا سبك زندگی یا نیازهای خاص انسان در رابطه مستقیم باشد.

از جمله پیروان این مكتب می توان از هنارد و اگزاناكیس نام برد. با رواج ایده های فرانوگرایی، همگان به یك خطر واقعی در درون جنبش كثرت گرایی پی می برند، خطری كه محیط زیست را تبدیل به مشتی از كاربریهای اراضی و سبكهای مختلف ساختمانی نامتناسب می كند و آن را از وحدتی كه در مكانهای منظم ساخته شده توسط اجدادشان بود كاملا تهی می سازد.

روش كثرت گرایی كه همه چیز را مقبول می شمارد طرح شهر خود را همچون مغازه خرت و پرت فروشی می نمایاند. مغازه ای كه در آن همه چیز در كنار هم هست و هر یك به تنهایی می تواند موقر، شیك و زیبا باشد ولیكن در كنار هم مجموعه ای ناهنجار و پریشان را موجب می شود. اینجاست كه شهرسازی پست مدرن نیز كنار می رود و نوعی بازگشت به اعتماد به نفس بروز می كند. قرار است كه سنتها دوباره كشف شوند و رجوع به جهانی است كه در شهر افلاطونی توصیف شده بود. عصر نوگرا معتقد است كه یك راه، یك حقیقت و یك شهر وجود دارد و عصر فرانوگرا اعتقاد دارد كه هر چیزی قابل قبول است. اینجاست كه مكتب پست پست مدرنیسم (ورا فرانوگرا) سر بر آورده و خواهان بازگشت به اصول می شود.

منابع

  • موریس، جیمز: تاریخ شكل شهر، ترجمه راضیه رضازاده، تهران، انتشارات دانشگاه علم و صنعت ایران، چاپ دوم، 1374
  • شوای، فرانسواز: شهرسازی تخیلات و واقعیات، ترجمه دكتر سید محسن حبیبی، تهران، دانشگاه تهران، موسسه انتشارات و چاپ، 1375
  • گیدیون، زیگفرید: فضا،زمان،معماری، ترجمه دكتر منوچهر مزینی، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1383