نظام كنترل و هدایت فضای شهری

محصول نهایی فرایند طراحی فضای شهری، منحصر به ارائه تعدادی نقشه یا پرسپكتیو نمی‌گردد یا به قول پیترهال تولید ترسیماتی خوب برای چسباندن روی دیوار نیست. آنچه نهایتاً از كل فرایند باید حاصل شود، نظام كنترل و هدایت فضای شهری مورد طراحی می‌باشد. در واقع نقشه‌ها و پرسپكتیوها بیان تصویری نظام كنترل و هدایت هستند و دلیلی ندارد آنچه به تصویر كشیده می‌شود، عیناً نیز اجرا گردد.

ضوابط و مقررات شهرسازی

اهمیت نظام كنترل و هدایت طراحی فضای شهری از ماهیت خود طراحی شهری ناشی می‌شود. چرا كه در طراحی فضای شهری، فضا در طول زمان و به تدریج دچار تغییر می‌شود و در دراز مدت، مطلوب نظر طراح را احراز می‌نماید. لذا اهمیت تغییرات فضای شهری در خلال زمان و با عنایت به ارگان های دخیل در آن، با ارائه یك طرح مقطعی امكان پذیر نمی‌باشد و نیاز به نظامی هست كه بتوان ضمن تعیین یك چارچوب كلی، شرایط زمان را نیز ملحوظ داشت.

نظام كنترل و هدایت در طراحی فضاهای شهری كنونی ابزارهای متنوعی را در سطوح مختلف بكار می‌گیرد كه اگر چه بر سر تعریف آنها توافق كاملی وجود ندارد، لكن می‌توان آن‌ها را در چهار گروه عمده از اركان این نظام تحت عناوین چارچوب طراحی شهری (Framework)، رهنمود یا راهنمایی طراحی شهری (Guideline)، دستورالعمل طراحی شهری (Brief) و ضوابط طراحی شهری (Code) دسته بندی نمود.

چارچوب طراحی شهری بازخوردی از نحوه اجرای سیاست‌ها است كه عمدتاً چشم اندازی از آینده طراحی بازخوردی از نحوه اجرای سیاست‌ها است كه عمدتاً چشم اندازی از آینده طرح را به نمایش می‌گذارد و در واقع بازتابی از تمام اصولی است كه شكل فیزیكی توسعه فضای شهری را در آینده رقم می‌زنند. چارچوب طراحی شهری چنانكه از عنوان آن و موقعیت مكانی تحقق سیاست‌ها را معلوم می‌كند و از میان اركان نظام هدایت و كنترل كلی‌ترین و عینی‌ترین شكل راه حل است. چرا كه برای ترسیم چشم انداز مورد بحث نیازمند بكارگیری ابزارهای بیان تصویری است اما از فرم تنها برای تجسم نظر طراح بهره می‌گیرد بدون آنكه تأكیدی بر آن داشته باشد.

در واقع استفاده از چارچوب برای طراحی فضاهای شهری گرچه لازم است اما لحاظ نمی‌باشد. زیرا معمولاً چارچوب طراحی شهری نحوه رسیدن به چشم انداز ترسیم شده معلوم نگردیده است. از این رو نیاز به راهنمای طراحی هست تا هدایت به سوی چارچوب تعیین شده را به عهده بگیرد. لذا اگر در نظام كیفیت و هدایت، چارچوب ابزاری برای كنترل اقدامات صورت گرفته یا در دست انجام با آینده نهایی طرح باشد. راهنمای طراحی، ابزار هدایت است و به همین لحاظ این دو لازم و ملزوم یكدیگر در رساندن طرح به سر منزل مقصود هستند. راهنمایی طراحی بیان می‌دارد كه برای حركت در چارچوب تعیین شده چه مواردی باید مورد توجه دقیق قرار گیرد و بصورت مشخص مورد مطالعه و طراحی قرار گیرد، اما خود مستقلاً طرح نهایی برای این موارد ارائه نمی‌دهد بلكه ارائه این طرح را به عهده دستورالعمل یا ضابطه واگذار می‌كند.

ضوابط در واقع تصمیم‌گیری نمی‌كنند اما به تصمیم گیرندگان كمك می‌كنند تا به ویژگی‌ها و كیفیاتی كه برای ارزیابی یك پروژه ضروری است توجه خاص مبذول داشته و آنها را به طرح منتقل كنند. ضابطه، كوتاه‌ترین، صریح‌ترین و بدون تفسیر‌ترین عبارتی است كه بایدها و نبایدها را در فضای شهری مورد طراحی مشخص می‌كند. مفهوم ضابطه به نوعی ناظر به آینده نیز هست چرا كه این بایدها و نبایدها می‌بایست در دراز مدت مد نظر قرار گیرند. به همین خاطر مدت و دوام و پایداری ضوابط بستگی به میزان تطابق آنها با شرایط خاص متنوعی كه در طول زمان با آن مواجه می‌شوند دارد.