گونه شناسی میدان شهری

مهم ترین مشخصه میدان، اهمیت نقش پیاده و تجمع های اجتماعی در آن است که با نگاهی گذرا به شهرهای کهن ایران می توان وجود این مشخصه را در میدان های شهری دریافت. در شهرهای تاریخی-قدیمی ایران فضاهای باز وسیعی را به عنوان میدان یاد می کردند که دارای محدوده ای محصور یا کمابیش معین بودند و در کنار راه ها یا در محل تقاطع آن ها قرار داشتند و دارای کارکردی ارتباطی، اجتماعی، تجاری، ورزشی، نظامی یا ترکیبی از دو یا چند کارکرد مزبور بودند. در کنار این میادین، صاحبنظران از میدانچه هایی یاد می کنند که فضاهای ارتباطی درون محله های مسکونی بودند و در برخی از شهرها مانند تهران قدیم، نایین، کاشان و یزد، آن ها را تکیه یا حسینیه نیز می خواندند. جالب آن که در کشورهای غربی هم این مفهوم برای میدان اطلاق می شود، به طوری که لینچ میادین را مکان های تجمع فعالیت تعریف می کند که در قلب فضاهای فشرده شهری جای دارند و به صورت پیاده و محصور میان ساختمان های پرتراکم در حاشیه خیابان ها یا در ارتباط با آن ها هستند که باعث جذب گروه های مختلف مردم می شوند و امکانات لازم را برای تعاملات اجتماعی مهیا می کنند. در راستای تعریف دقیق تر میادین شهری، آنها را بر مبنای مقیاس فضایی و عملکردی در چند مورد تقسیم بندی کرده اند که در این مقاله بررسی شده است.

میدان نقش جهان اصفهان

جلو خان

در کنار میادین شهری نوع دیگری از فضاهای شهری وجود دارند که حس فضایی و توقعاتی که از آن ها انتظار می رود بسیار شبیه میدان های شهری است، البته با اندکی اختلاف. این فضاها جلوخان خوانده می شوند. جلوخان فضاهای باز شهری هستند که مانند میدان محصور می باشند ولی به موازات یک جداره آن ها خودرو اجازه عبور دارد. به عبارت دیگر سه بدنه این فضاها را ساختمانهای مجاور آن ها تشکیل می دهند و ضلع چهارم یک خیابان عبوری است. معمولاً جلوخان حکم پیش فضا برای ساختمان های عظیم و با اهمیت منطقه مجاورش دارد. ( مانند ایستگاه راه آهن یا میدان ورودی به بازار یا محله ) این ساختمان ها نیز عمدتاً دارای کاربری عمومی، تجاری – اداری هستند. جلوخان علی رغم عبور خودرو از یک طرف آن، سکون را که از توقعات اساسی مورد انتظار در یک میدان است دارا است. بدیهی است که جلوخان نیز مانند میادین شهری باید واجد سرزندگی و نشاط باشد که لازمه آن حضور انسان ها در فضا است. جلو خان معمولاً می تواند مانند یک میدان شهری عمل نماید و توقعات موضوعی و موردی از یک میدان شهری را برآورده سازد.

میدان های ناحیه ای

حوزه کارکردی این میدان ها بیشتر به یک ناحیه از شهر اختصاص داشت و ماهیت فعالیت ها و فضاهای واقع در آن ها نیز پاسخگوی نیازهای چنین حوزه ای بود. در بعضی از شهرهای بزرگ دو یا چند میدان از این نوع دیده می شد. بسیاری از میدان های تجاری درون شهری از چنین خصوصیتی برخوردار بودند. برای مثال، میدان های میوه و تره بار واقع در ناحیه شوش و میدان گمرک تهران و میدان شاهپور ( واقع در خیابان وحدت اسلامی )، هر کدام پاسخگوی بخشی از نیازهای تهران بوده و هنوز هم هست، هرچند که اکنون ممکن است قسمتی از کالاهای هر کدام از آن ها به نواحی و نقاط دیگر شهر نیز حمل شود. اما به هر صورت، هیچ کدام از آن ها جنبه کارکرد شهری ندارد و نمی تواند پاسخگوی همه نیازهای شهر باشد و در یک نظام صحیح شهری هر کدام باید نیازهای حوزه کمابیش معینی را تأمین کند.

میدان های محله ای

در گذشته عنصر اجتناب ناپذیر هر محله میدانی بود که در قلب آن جای می گرفت و عمومی ترین و مردمی ترین فضای آن محسوب می شد و عمدتاً نام آن محله را بر خود داشت. این میدان برای ساکنان محله بستری مناسب جهت برقراری روابط اجتماعی فراهم می کرد. زیرا فعالیت ها و فضاهای مرتبط با زندگی روزمره آن ها در آن مستقر بود. معمولاً چند عنصر حیاتی مانند آب انبار، مسجد، حمام، تعدادی مغازه و یا … در اطراف میدان گرد هم می آمدند که خود عامل مؤثری در جذب ساکنان به میدان محلی محسوب می گشت. به این ترتیب پس از پدید آمدن الزام حضور در میدان، استمرار حضور باعث می شد که میدان محلی تبدیل به میعادگاه ساکنان گردد به طوری که میدان محله شان را حیاط دومی فرض می کردند که با هم محله ای های خود در آن سهیم بودند. این اشتراک، احساس تعلق به محله را نیز در آن ها قوت می بخشید.

چنان که از نام این گونه میدان ها ( یا میدانچه ها ) آشکار است حوزه کارکردی آن ها محدود به یک محله بود. معمولاً در شهرهایی که مرکز محله به صورت میدانچه بود، به تعداد محله های شهر از این نوع میدانچه ها وجود داشت. موقعیت مکانی این میدانچه ها اغلب در کنار راه اصلی محله و به صورتی بود که دسترسی از نقاط گوناگون هر محله به آن، کمابیش به بهترین شکل ممکن صورت می گرفت، اما باید توجه داشت که در موارد بسیار مرکز محله در مرکز فیزیکی و هندسی محله نبود. یعنی فاصله همه واحد های مسکونی واقع در محله نسبت به آن یکسان نبود، زیرا در بیشتر شهرهای تاریخی محله های مسکونی و مراکز آن ها نخست طراحی و سپس ساخته نمی شدند، بلکه به تدریج شکل می گرفتند و در نتیجه در مواردی امکان ساختن میدانچه مرکز محله در مرکز فیزیکی محله وجود نداشت، در این صورت آن را در کنار یکی از راه های اصلی محله می ساختند تا از امکان دسترسی مناسبی به سایر مکان ها برخوردار باشد.

فضای میدان، به هیچ وجه تک عملکردی با غلبه نوع خاصی از کاربری ها و فعالیت ها – برای مثال تجاری – نبود. بلکه وجود عملکردها و فعالیت های سازگار اعم از فرهنگی، تجاری، رفاهی و .. فضا را در طول زمان برای مخاطبین گوناگون زنده نگاه می داشت و میدان محلی را درون بافت مسکونی تبدیل به مقصدی می کرد که راه های محله به جای آن که از آن عبور کنند به آن منتهی می شدند. لذا بسیاری محلات به واسطه این فضای شهری شناسایی می گشتند و مبداء هر آدرسی در محله، میدان آن بود و نقاط دور و نزدیک محله نسبت به آن سنجیده می شدند. هر میدان محلی بسته به ابعاد و شرایط کالبدی محله، شأن اجتماعی آن، توان اقتصادی ساکنان و … با وجود داشتن اشتراکات فراوان با سایر میدان های محلی، شخصیت خاص خود را می یافت و همین تشخص در تبیین دقیق تر کل محله و جایگاه آن در شهر در ذهن شهروندان کمک بسیار مؤثری بود.

توقعات موردی از میدان محلی

لازم به ذکر است که از هر فضای شهری باید متناسب با جایگاه آن توقع داشت. دسته ای از این توقعات به میدان بودن میدان محلی مرتبط می گردد ( توقعات موضوعی ) و دسته ای دیگر به محلی بودن آن ( توقعات موردی ). وجه تمایز میدان محلی از میدان شهری یا تشریفاتی در درجه اول آرامش آن است. در اذهان، میدان محلی جایی است کم سر و صدا با ازدحام نه چندان زیاد که اتفاقات غیر مترقبه کالبدی در آن چندان به چشم نیامده و نظارت ساکنان بر آن مشهود است. علاوه بر آرامش خودمانی بودن نیز با تصویر یک میدان محلی عجین است. در این فضا گروههای مختلف اجتماعی محله امکان حضور و فعالیت در کنار یکدیگر را دارند. دنجی نیز توقع دیگری است که از میدان محلی انتظار می رود. این میدان بیش از آن که جاذب افراد خارج از محله باشد، بستر تعاملات اجتماعی ساکنان خود محله است و فضایی محفوظ و محصور با فعالیت هایی در سطح محله می باشد. این فضا می بایستی مقیاس انسانی داشته، کالبد و سرعت غیر انسانی بر آن حاکم نباشد.

برای داشتن یک میدان محلی خوب نمی توان از تأثیر خاطرات جمعی ساکنان محله و عناصر خاطره انگیز میدان صرف نظر نمود یا نسبت به رفتارهای استفاده کنندگان در آن میدان خاص بی تفاوت بود .به همین لحاظ ویژگی میدان محلی به صورت موضعی نیز بسیار واجد اهمیت است که شامل موارد زیر هستند :

  1. آرامش
  2. خودمانی بودن
  3. دنجی

میدان های همسایگی

بسیاری از محله های بزرگ به واحد های اجتماعی – کالبدی کوچکتری تقسیم می شدند که هر یک از آن ها را گذر، کوی و در مواردی محله می نامیدند. در این نوشتار برای متمایز کردن آن ها از واحد های محله ای از آن ها با عنوان واحدهای همسایگی نام می بریم ( این واحدهای همسایگی با واحد های همسایگی در شهرسازی جدید متفاوت است ). در محل تقاطع راه های اصلی بعضی از این واحدها، میدانچه ای پدید می آمد که حوزه کارکردی – اجتماعی آن بیشتر به همان واحد تعلق داشت ( ضمن آن که می توانست مورد استفاده همه ساکنان شهر قرار گیرد ). برخی از این میدانچه ها در روزهای عید یا عزاداری تزیین و برای برگزاری مراسم آماده می شد. نمونه هایی از این میدانچه ها در تهران قدیم وجود داشت که مردم آن ها را تکیه می نامیدند. برخی از این تکیه ها مانند تکیه رضا قلی خان هنوز وجود دارند.

منابع:

  • فضاهای شهری در بافتهای تاریخی ایران، حسین سلطان زاده، چاپ اول، انتشارات دفتر پژوهشهای فرهنگی با همکاری شهرداری تهران، 1370

ارائه دیدگاه غیرفعال است