بررسی مفهوم اندازه شهر

اندازه شهر همچون خود شهر و شاید پیش از آن ، تعریف روشن و شفافی ندارد. عوامل متعددی در اندازه یک شهر موثرند که توصیف آن ها و نقشی که هر کدام به عهده دارد به تعریف اندازه شهر کمک می کند. این عوامل به طور خلاصه عبارتند از:

  • تعداد جمعیت
  • توان اقتصادی شهر ( درآمد کل شهر ، یا درآمد سرانه یا متوسط درآمد خانوار)
  • اندازه فیزیکی شهر ( وسعت شهر )
  • تراکم ( منظور از آن رابطه بین تعداد جمعیت و مساحت شهر یا به عبارت دیگر شدت استفاده از زمین است)

مقایسه اندازه شهرها

در مطالعات مربوط به اندازه شهر ، اغلب عامل جمعیت به دلایلی که در زیر ارائه خواهد شد به عنوان عامل نشان دهنده اندازه شهر مورد استفاده قرار می گیرد:

  •  دسترسی به اطلاعات مربوط به جمعیت سهل الوصول تر از بقیه عوامل است،
  •  با توجه به اینکه توان اقتصادی شهرهای پرجمعیت و بزرگ در کشورهای با درآمد سرانه پایین، کمتر از توان اقتصادی شهرهای متوسط کشورهای با درآمد سرانه بالاتر می باشد توان اقتصادی را نمی توان ملاک مناسبی برای اندازه شهر در نظر گرفت. چرا که نمی توان از آن به عنوان یک معیار عام استفاده نمود.
  •  تراکم ، تنها شدت انباشت در یک محل خاص را نشان می دهد و جنبه های مهم توسعه را در نظر نمی گیرد.
  •  از طرف دیگر صرف اندازه فیزیکی شهر با اینکه در نمایش بزرگی شهر موثر است اما اگر همراه با سایر عوامل نیاید نمی تواند عامل موثری باشد ، زیرا بسیاری از حومه های کم جمعیت و گسترده که فعالیت اقتصادی چندانی در آن ها صورت نمی گیرد. نمی توانند به صرف مساحت شان در سلسله مراتب ،مرتبه اندازه جایگاه واقعی خود را بیابند.

کوین لینچ با تأئید تعداد جمعیت به عنوان شاخص اصلی در این باره چنین می گوید: «در این مورد توافق کلی وجود دارد که متغیر کلیدی تعداد جمعیت ساکن است و نه مثلاً تعداد کارگران و یا وسعت جغرافیایی سکونتگاه و یا اندازه زیربنا و یا ارزش پولی تولید». سازمان ملل متحد نیز در دسته بندی اندازه شهرها صرفاً به ملاک جمعیتی تکیه دارد.

شهرهای کوچک ، میانی و بزرگ

تعریف دقیقی برای شهرهای کوچک ، میانی و بزرگ وجود ندارد. به همین دلیل معمولاً آستانه های حداقل و حداکثر برای تعیین و تشخیص شهرهای کوچک، میانی و بزرگ به کار گرفته می شود. هاروی و ساترتوایت شهرهای کوچک را شهرهایی با جمعیت بین 5 تا 20 هزار نفر و شهرهای میانی را با جمعیت 20 هزار نفر و بیشتر تعریف کرده اند.

در سمینار «نقش شهرهای کوچک و میانی در توسعه ملی» که در مرکز توسعه منطقه ای ملل متحد (UNCRD) در ژاپن در سال 1982 برگزار گردید، شهرهای با جمعیت 20 هزار نفر تا 100 هزار نفر، شهرهای کوچک و میانی تعریف شده اند. بنابراین می شود استنباط کرد که شهرهای با جمعیت بیش از 100 هزار نفر به عنوان شهرهای بزرگ تلقی شده اند. در دهه 1970 داتار شهرهای  فرانسه رابا جمعیت بین 20 تا 100 هزار نفر تعریف کرده است که با تعریف UNCRD هماهنگ شده است. البته این طبقه بندی شهرها از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. به عنوان مثال  در چین شهرهای با جمعیت 200 هزار نفر و کمتر شهرهای کوچک، 500-200 هزار نفر شهرهای میانی و بیش از 500 هزار نفر شهرهای بزرگ طبقه بندی شده اند. در آلمان شهرهای با جمعیت 20 هزار تا 100 هزار نفر،  در شوروی سابق شهرهای بین 50 تا 100 هزار نفر در آفریقا شهرهای بین 20 هزار تا 50 هزار نفر و در آسیا شهرهای بین 20 تا 250 هزار نفر شهرهای میانی خوانده می شود.

در ایران بحث از شهرهای متوسط (میانه) اولین بار و به طور رسمی در گزارش های آمایش سرزمین (ستیران) به میان آمده و طبقه بندی 25000 تا 250000 نفر جمعیت را برای این شهرها برگزیده اند. در مطالعات طرح یا آمایش سرزمین ( مرحله اول 1364 ) طبقه بندی شهرهای کوچک ، میانی و بزرگ به شرح زیر ارائه شده است:

  • شهرهای کوچک (کمتر از 50 هزار نفر)
  • شهرهای متوسط کوچک (50 تا  100 هزار نفر)
  • شهرهای متوسط بزرگ ( 100 تا 250 هزار نفر)
  • شهرهای بزرگ میانی ( 250 تا 500 هزار نفر)
  • شهرهای بزرگ و بسیار بزرگ ( 500 هزار تا 2 میلیون نفر)

منابع:

  • زبردست،اسفندیار،”اندازه شهر”،مرکز مطالعاتی وتحقیقاتی شهرسازی ومعماری،زمستان 1382