بررسی توقعات موضوعی از میدان های شهری

میادین از اثرگذار ترین فضاهای شهری در ذهنیت شهروندان هستد تا حدی که معمولا ساکنان یک شهر، مناطق مختلف شهرشان را بوسیله میادین آن از هم باز شناسی می کنند و ساده ترین راه آدرس دهی به یک غریبه در شهر را با راهنمایی وی از طریق میادین بعنوان نقاط شاخص شهری انجام می دهند. میدان در مقابل حرکت و پویایی اجتناب نا پذیر حاکم بر خیابان دارای نوعی سکون است. این سکون امکان مکث یا آسودن در میان شبکه شلوغ خیابان ها را فراهم می سازد. مکث کردن باعث می شود که امکان برقراری ارتباط با دیگران افزایش یابد و بعلاوه فرد بتواند جزییات کالبدی فضا را نیز، با دقت بیشتری درک کند. البته سکون به معنی حذف کامل حرکت نیست، بلکه تنها حاکمیت ترافیک عمومی را از رفتارهای حرکتی سلب می کند و رفتارهای غیر حرکتی را بیشتر تشویق می کند. تمامی این ها جزء نوعی آرامش ذهنی برای استفاده کننده از فضا محسوب می شود.

urban-square

از سوی دیگر میدان مانند کاسه ای است که مردم و فعالیت ها را در خود جمع می کند یعنی خاصیت تجمع پذیری دارد ( بر خلاف فلکه که دارای خاصیت تفرق پذیری است و به پخش ترافیک سواره کمک می کند ). تجمع پذیری نیز در کنار سکون زمینه را برای توقف و مکث شهروندان فراهم می کند و باعث می شود فرد خود را جزیی از جمع بداند. در کنار سکون و تجمع پذیری فضای یک میدان شامل یکپارچگی نیز می شود. این یکپارچگی مستلزم وجود پیوستگی در فضای میدان و اجتناب از خرد کردن بیش از حد فضاست. یکپارچگی امکان ایجاد یک تصویر ذهنی از کل فضا را برای شهروندان فراهم می کند. بدیهی است که همسو با آن پیوستگی عناصر کالبدی و فعالیت ها نیز قابل توجه است.

منظور از میدان های شهری، میدان هایی هستند که علاوه بر آن که در داخل محدوده شهر جای دارند، دارای کارکردهایی شهری نیز باشند، یعنی فعالیت ها و فضاهایی شهری پیرامون و درون آن ها وجود داشته باشد. این گونه میدان ها بیشتر در کنار یا امتداد راه های مهم و اصلی شهر که به یکی از دروازه ها منتهی می شد، شکل می گرفتند و معمولاً بعضی از فضاهای مهم شهری مانند بازار، مسجد جامع و فضاهای حکومتی در کنار یا نزدیک آن ها قرار می گیرند. بیشتر میدان های عمومی مانند میدان کهنه (سبزه میدان) اصفهان، سبزه میدان تهران و بعضی دیگر از سبزه میدان ها در سایر شهرهای کشور و میدان نقش جهان (امام) اصفهان، دارای چنین کارکرد و موقعیتی هستند.

در حال حاضر نیز میدان شهری، برای شهروندان تبلور زندگی جمعی آن هاست و باید پاسخگوی نیاز زندگی اجتماعی و جمعی آن ها در مقیاسی بالاتر از حد محلات باشد. در این نوع میادین، شهروندان بدون آنکه یکدیگر را بشناسند و یا حضور آن ها مقید به روابط محیط زندگی خویش باشد با یکدیگر برخوردهای اجتماعی چهره به چهره دارند و به همین دلیل نحوه حضور و نحوه رفتارهای آن ها بسیار متنوع تر و راحت تر از سایر میادین می باشد. تصویر ذهنی شهروندان از این نوع میادین و مقیاس آن ها به گونه ای است که فضایی عام تر، متنوع و پر از رویداد را توقع دارند. در این جا شهروندان فقط مقید به رعایت مقررات عمومی و عرف می باشند. میدان شهری فضایی است که مخاطبین آن را طیف وسیعی از اقشار اجتماعی، گروه های سنی و … تشکیل می دهند. این فضا هم باید پذیرای این همه تنوع باشد و هم بتواند تجمع و کنش های بین شهروندان را باور سازد. یعنی به نوعی شهروندان میدان را بسازند و میدان شهروندان را.

نوع فعالیت هایی که در صحن میدان اتفاق می افتد، نوع کاربری های بدنه میدان، نقش عمومی میدان، نوع ساماندهی کالبدی فضا بسیار مؤثر در نحوه حضور و رفتار شهروندان می باشد. ساخت، نگهداری و امنیت میادین شهری در یک اقدام دو طرفه بین شهروندان ونهادهای دولتی اتفاق می افتد، شهروندان در نوع استفاده از فضا، نوع و چگونگی فعالیت های داخل فضا، نظارت و کنترل عمومی بر فضا و تا حدی در آماده سازی میدان برای جشن ها، اعیاد و مراسم خاص آیینی و مذهبی، عزاداری ها و غیره شریک می شوند و عملاً میادین شهری همراهی و حضور شهروندان را در تمامی مراحل لازم دارند. رابطه شهروندان و میادین شهری از نوع رابطه متعادل و دوطرفه است و هر دو (فضا و شهروند) در تکامل هم برای بقاء حیات اجتماعی می کوشند.

توقعات موضوعی

1- سکون :

برای اینکه فضای میدان، ساکن بنظر آید و یا شخص در آن احساس سکون کند، این فضا باید مواردی را در خود مستتر داشته باشد و انسان را به مکث کردن تشویق کند. بعبارتی تشویق به کاستن از سرعت، تشویق به انجام رفتارهای کم تحرک و نهایتا تبدیل فضا به یک مقصد و کاستن از ترافیک عبوری در آن از خصوصیات میدان است. برای کاستن سرعت فرد چند نکته را می توان مورد بررسی قرار داد، اینها از این گونه اند :

  • وجود امکاناتی که عابر را قادر به انجام برخی فعالیت های کم تحرک در فضا کند، از عوامل ایجاد مکث در میدان هستند. اگر برای فرد امکان نشستن فراهم باشد، چه بصورت نیمکت، سکو، کناره گلجای ها و نظایر آن احتمال مکث وی در فضا بیشتر می شود و با افزایش امکانات لازم برای فعالیت های کم تحرک از قبیل ایستادن، نگاه کردن، مطالعه کردن و نظایر اینها فضای میدان امکان مکث بیشتری را برای عابران فراهم می کند.
  • وجود بدنه ها بصورت که بتوان پشت به آنها و رو به فضای شهری نشست و مدتی مکث کرد و همچنین وجود فضاهایی که جاذب جمعیت اند و اجتماعات را ایجاد می کنند، خود از عوامل تشویق افراد در فضایند. و نیز علاوه بر این، ایجاد جاذبه در فضا برای عابران از عوامل ایجاد مکث در فضا محسوب می شود. وجود جاذبه های بصری، کارکردی و یا فعالیت های جاذب در میدان خود بخود عابر را به مکث در فضا فرا می خواند.
  • علاوه بر ایجاد جاذبه در فضا، فراهم کردن امکان استراحت در میدان نیز به سکون کمک می کند. زمانی که فرد عابر احساس کند که میدان فضایی مناسب برای توقف، تجدید قوا و نظلیر آن است، یقینا از امکانات فضا بهره می برد و مدت زمانی را در آن می آساید. همچنین می توان فضاهایی متفاوت از مسیرهای حرکتی برای آسودن افراد تعبه کرد. این فضاها می توانند توسط اختلاف ارتفاع، کفسازی، نورپردازی و نظایر اینها از مسیر حرکتی مجزا شوند.
  • افراد زمانی در فضا احساس سکون می کنند که در آن بخشی از آرامش مورد نیاز خود را بیایند. آرامش از لحاظ عوامل تأثیر گذار بر جنبه های فیزیکی فرد، از قبیل راحتی حرکت، امنیت، مکان آسایش و ارامش ذهنی است.
  • از لحاظ کالبدی، فضای میدان باید ایستا باشد تا القای سکون کند. فضایی که دارای کشش و پویایی زیاد نباشد از آنجا که آرامش ذهنی ایجاد می کند، فضا را ایستا و احساس سکون بوجود می آورد. فضا در صورتی دارای وضوح باشد و ذهن ناظر را برای کشف فضا به تحرک زیاد وا ندارد ساکن قلمداد می گردد اگر در فضای میدان، امکان برقراری ارتباطات اجتماعی میسر باشد، فضا ایستا می شود و احساس سکون بوجود می آورد. شرایط شکل گیری روابط اجتماعی از این دسته اند : امکان حضور آسان در فضا برای شهروندان چه از لحاظ دسترسی آسان و چه از لحاظ شرایط آسایش زیست محیطی.
  •  امکان حضور گروه های مختلف اجتماعی که خود با وجود عوامل زیر امکان پذیرند : ایجاد امنیت لازم برای حضور زنان، کودکان، سالمندان و معلولان، وجود عرصه ها و تجهیزات مورد نیاز گروه های سنی یا اجتماعی مختلف امکان استفاده همزمان گروه های مختلف از یک فضا و همچنین وجود فعالیت های جاذب بصورت خود جوش یا سازمان یافته برای جذب افراد از آن جمله اند.
  • امکان دیدن و دیده شدن آسان افراد توسط یکدیگر، بدین لحاظ فضا نباید دارای موانع دید فراوان همچنین بستری مناسب برای انطباق فواصل دید و فواصل برقراری روابط اجتماعی باشد.

2- تجمع پذیری :

یکی از ویژگی های هر میدان تجمع پذیری است. میدان محل تجمع شهر وندان وگردهمایی است، پس باید امکان جمع شدن شهروندان در آن فراهم گردد وبرای تجمع شهروندان در میدان نیاز به فضایی مناسب است. فضایی که مسیرها ی حرکتی اطراف میدان و حریم آن را بر هم نزند و به لحاظ شکل هندسی اجازه جمع شدن به افراد را بدهد. همچنین ابعاد فضا باید به اندازه ای باشد که بتوان آن را جوابکوی تعداد افراد حاضر، درآن بشمار آورد. ضمن اینکه شهروندان باید بتوانند به راحتی و سهولت در فضا حضور یابند، یعنی علاوه بر آسان بودن دسترسی به فضا و نحوه رسیدن به آن، حداقل شرایط زیست محیطی، هم در فضا فراهم گردد. بطور مثال فضا پاسخگوی نیاز های افراد در مقابل شرایط نا مساعد آب و هوایی است. در مناطق گرم و با آفتاب شدید، فضا می بایستی پر سایه و یا در مناطق پر باران دارای فضاهای سرپوشیده و امن گردد.

تجمع پذیری در میدان علاوه بر تبلور در امکان جمع شدن شهروندان، به جذب فعالیت های مختلف در فضا نیز وابسته است. وجود فعالیت های متنوع و متفاوت در فضا باعث تجمع افراد در میدان می شود و ویژگی جمع پذیری آن را ارتقاء می بخشد. اما فعالیت ها، زمانی در فضا تجمع ایجاد می کنند و در پی آن جمع پذیر می شوند، که اولا افراد امکان در گیر شدن با فعالیت های مختلف موجود در فضا را داشته باشند و این میسر نمی شود مگر با ایجاد فعالیت های متنوع در فضا، تا فرد بتواند از میان آن گزینش کند و در واقع امکان انتخاب فعالیت متناسب با علایق یا نیاز های خود را داشته باشد. همچنین اگر فعالیت های مختلف کنار هم قرار گیرند فرد نیز می تواند همزمان در بیش از یک فعالیت در گیر شود ( مثلا علاوه بر خرید از واحدهای تجاری اطراف میدان می تواند به خردن تنقلات مشغول شود ). دوما فضای میدان باید بستر مناسبی برای عرضه فعالیت های مختلف ایجاد کند و توان انجام چند فعالیت مختلف را در خود داشته باشد و فضای مناسب نشستن افراد و امکان بازی کودکان خردسال را فراهم کند ( برای مثال بتوان از آنجا به ویترین برخی مغازه ها مسلط شد ). یعنی فضا باید توسط تجهیزات و مبلمان مناسب، امکان انجام فعالیت های مختلف را در کنار هم فراهم سازد.

فضای میدان برای اینکه تجمع پذیر جلوه کند باید مرکزیتی را القاء کند و بر آن تأکید ورزد. این تأکید می تواند از طریق گروه های انسانی و یا عوامل کالبدی شکل گیرد. یک میدان باید امکان تجمع انسانی را در کنار فعالیت های حرکتی را فراهم کند. شهروند باید در برخورد با فضا متوجه شود که میدان صرفا فضای حرکت نیست، فضایی است ایستا و دارای سکون که در آن می توان گرد هم آمد، با یکدیگر به بحث و گفتگو، تبادل نظر و داد وستد پرداخت. این تجمع ها نباید صرفا مخصوص به قشر یا گروه خاصی باشد. فضای میدان باید بتواند انواع تجمعات در گروههای سنی مختلف، از کودکان گرفته تا سالمندان را در خود جای دهد. گروه های اجتماعی متفاوت، همچون خانه داران، کسبه و نظایر اینها باید بتوانند جایگاهی مناسب برای خود و تجمع گروهی در فضا بیابند. علاوه بر تجمعات چند نفره، میدان باید قابلیت جوابگویی به تجمعات چند صد نفره فراگروهی را نیز داشته باشد و این میسر نمی شود مگر اینکه میدان به مرکز خود بنگرد. تأکید بر فضایی بعنوان مرکز میدان، توسط کالبد یعنی کف و مبلمان و نظایر این دو، احساس امکان تجمع را در افراد تقویت می کند.

البته باید توجه داشت که شکل صحن فضا نیز باید به گونه ای باشد که یه مرکز اشاره و به آن تأکید کند. شکل هایی که مرکزی مشخص را القاء میکنند ( دایره، مربع، مستطیل ) بسیار مناسب تر از اشکالی اند که مرکز آنان براحتی قابل تشخیص نیست، مانند اشکال ترکیبی یا نا منظم.

فرد برای اینکه فضای میدان را تجمع پذیر احساس کند، باید به نحوی تک تک افراد را متعلق به یک جمع دانسته و امکان فعالیت در کنار دیگران یا مشارکت با سایرین را آماده بداند. برای آنکه فرد احساس کند می تواند در کنار سایر گروه های اجتماعی فعالیت کند، باید امکان استفاده همزمان گروه های مختلف اجتماعی از یک فضا فراهم باشد. بدین منظور می بایست تجهیزات و مبلمان مورد نیاز هر گروه در فضا تعبیه گردد تا فضای احساس استقرار و راحتی هر گروه شکل گیرد.

همچنین ایجاد فعالیت هایی در فضا که میان گروه های مختلف سنی و اجتماعی مشترک است و یا بنوعی با هم مرتبط اند، احساس مشارکت با سایرین و حضور در جمع را در شهروندان بوجود می آورد. تشویق به توقف نیز باعث ایجاد احساس تجمع پذیری در فضا می کردد. وجود فعالیتی که نظر شهروندان را به خود جلب می کند و انها را در ارضاء حس کنجکاوی شان شریک می سارد، معمولا ابتدایی ترین راه برای تشویق شهروند به مکث و حضور در کنار دیگران است.

3- یکپارچگی :

یک میدان باید یکپارچه باشد.  یکپارچگی در میدان را توسط موارد زیر می توان بوجود آورد. پیوستگی در عناصر کالبدی، یعنی فضا دارای کف و بدنه ای پیوسته باشد. برای اینکه میدان دارای کف پیوسته ای باشد، از اختلاف سطح زیاد ( در حدی که ارتباط ادراکی و فعالیتی قطع شود ) باید پرهیز کرد و کف سازی میدان از یک ساختار یا سیستم کلی تبعیت کند. اگر تنوعی در خرد فضاها مد نظر است، ساختار کلی فضا را بر هم نزند. پیوستگی بدنه ها نیز توسط پیوستگی در خط آسمان و پرهیز از اختلاف ارتفاع ساختمانهای موجود در جداره امکان پذیر است.

علاوه بر این، پرهیز از انقطاع در بدنه، بخصوص در محل برخورد راه ها با جداره میدان، در حفظ پیوستگی بدنه تأثیر گذار است. پیوستگی فضایی نیز باعث ایجاد یکپارچگی در فضا می گردد. وقتی که فضا واحد ادراک شده و زیر فضاها حالت تفکیک یافته و یا کاملا مستقل نداشته باشند می توان فضا را یکپارچه نامید. بدین منظور حوزه های فضایی یا زیر فضا نباید بطور قطع تفکیک شده، متجلی گردند و هر چه زیر فضاها یا حوزه های فضایی محدود تر باشند، ادراک کلیت فضا سهل تر مشخص می شود. در صورتیکه فضا نیازمند جزیی فضای مشخص باشد، عوامل تفکیک نباشد سلب و غیر قابل انعطاف باشند. تفکیک فضاها از لحاظ بصری باید به حداقل برسد و با سایر تدابیر مانند اختلاف مصالح، کف و فضاها را از یکدیگر تفکیک کرد. همچنین فضا نباید به شکلی باشد که خود امکان بوجود آوردن فضاهای مستقل و منفک را فراهم کند.

پیوستگی فعالیتی نیز بر یکپارچگی فضا می افزاید. بدین منظور حوزه های فعالیتی نباید دارای مرزی غیر قابل انعطاف باشند. بعبارتی تا حد امکان نباید فضای مشخصی را به فعالیت مشخصی اختصاص داد و فعالیت را محدود به همان فضا کرد. فعالیت ها در صورت امکان می توانند بصورت سیلال در فضا جاری شوند و فعالیت های سازگار با خود را یافته حتی با آنها ترکیب شوند و فضایی چند عملکردی را بوجود آورند.

در نهایت ادراک فضا بعنوان یک کلیت، به امکان ایجاد ارتباط میان اجزاء فضا با کلیت آن و ایجاد تصویر ذهنی واحد و کامل از کل فضا کمک می کند. یک فضا برای اینکه در یک زمان و بصورت کامل ادراک شود می بایست دارای هندسه آشنا و قابل باز شناسی در ذهن باشد. یک میدان مربع شکل براحتی از هر نقطه ادراک می گردد، اما امکان درک یک فضای تلفیقی در یک زمان و همانند یک کل، دشوار بنظر می آید. از طرفی ابعاد فضا باید به اندازه ای باشند که فرد بتواند هندسه شکل آن را با توجه به توان بصری خود دریافت کند.

فضای میدان باید دارای هویت خاص و ویژه خود باشد تا بتواند خود را از فضاهای مجاور و راه های منتهی به آنها منفک کند و مرزی بعنوان یک کلیت برای خود قایل شود. از طرفی فرد باید بتواند ارتباطی میان جزییات و کل میدان بیابد. تناسب میان اجزاء با کل فضا، عدم تفکیک جزء فضا از فضای کلی، احساس تجانس میان عناصر تشکیل دهنده فضا، از عوامل ایجاد تویر ذهنی واحد از کل فضاست.

ارتباط مناسب میان اجزاء، وجود نظمی فراگیر و امکان تشخیص ساختار اصلی فضا از دیگر عوامل ایجاد تصویر ذهنی واحد از کل فضایند. در نهایت، به یاد می آوریم که هویت میادین می تواند  شلوغ و پر هیاهو، آرام و ساکت، عملکردی و یا نمادین باشد، اما هرگز نباید فضایی بدون رویداد باشد.

4- تعین فضایی :

کرانه های میادین شهری باید مشخص و معلوم و برای شهروندان درون آن قابل ادارک باشد، به نحوی که احساس حضور در یک فضا را القا کند. این کرانه ها می توانند صلب یا نرم باشند. کرانه های صلب همان بدنه های ساختمان های اطراف میدان می باشند و کرانه های نرم می توانند با پوشش گیاهی، ردیف درختان، توپوگرافی و حتی اختلاف سطح ( سطح کل میدان نسبت به پیرامون ) ایجاد شوند.

شکل، ابعاد و اندازه میدان نیز در میزان تعریف فضای میدان شهری بسیار مؤثر است. باید توجه داشت که اندازه و ابعاد عناصر تعریف کننده میدان می بایستی برای ناظر قابل ادراک باشد. از طرفی فرم میدان نیز باید بالنسبه ساده باشد. زیرا پیچیدگی و شکست زیاد در فرم میدان فضای آن را تکه تکه کرده و آن را به چند زیر فضا تقسیم  می کند. در ضمن این فرم هرچه که به فرم های تمرکزگرا نزدیک تر باشد شهروندان را بیشتر به با هم بودن و تعامل با هم تشویق می کند.

5- سرزندگی :

با توجه به تصویر ذهنی شهروندان از میادین شهری که فضایی پر جنب و جوش و پر از رویداد است، برای این که میدان شهری پاسخگوی توقعات ذهنی شهروندان باشد باید دارای زندگی و شور و هیجان باشد، فضایی سرزنده و  با نشاط. این موضوع در ارتباط با بروز دو کیفیت اصلی رخ می نماید، تنوع و دلبازی.

6- انعطاف :

انعطاف نقش، معنا و عملکرد میدان شهری متوجه نیاز شهروندان است و میدان به مرور زمان شخصیت خود را تثبیت می کند. از آن جایی که فعالیت ها و کنش های متفاوت به راحتی بر اساس نیاز، زمان و … تغییر می کنند، در طرح میادین شهری تلاش بر این است که کالبدی منعطف طراحی شود چون امکان ساخت و تغییرات فیزیکی نیازمند تخریب و زمان و هزینه و… می باشد. از جمله نکاتی که در انعطاف میادین شهری مؤثر است، یکپارچگی فضای میدان است، این که کف یکپارچه و پیوسته باشد و از خرد کردن آن با مبلمان، درخت و اختلاف سطح پرهیز شود.

منابع:

  • سلطانزاده، حسین:  فضاهای شهری در بافتهای تاریخی ایران، چاپ اول، انتشارات دفتر پژوهشهای فرهنگی با همکاری شهرداری تهران، 1370
  • پاکزاد، جهانشاه:  گره، میدان، فلکه،  ضمیمه ماهنامه شهرداریها شماره 67  (میدان و فضای شهری)، آذر ماه 1383
  • پاکزاد، جهانشاه: راهنمای طراحی فضاهای شهری در ایران، انتشارات شهیدی، ویرایش اول، چاپ ششم، 1391

ارائه دیدگاه غیرفعال است