هشت گزینه استراتژیک توسعه گردشگری در کیپ تاون

صنعت گردشگری در جهان، امروزه در حالی به‌عنوان مهم‌ترین بخش درآمدزایی بسیاری از کشورها محسوب می‌شود که در آمد حاصل از آن، طبق آمار به‌گونه‌ای کاملاً نابرابر تقسیم می‌شود. به طوری که 50 درصد از درآمد حاصل از این صنعت تنها به 7 کشور آمریکا، انگلیس، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، آلمان و اتریش سرازیر شده و مابقی کشورها تنها به 5 درصد درآمد حاصل از صنعت توریسم اکتفا می کنند. ایران در این میان با تاکید بر چشم‌انداز 20 ساله کشور و سرمایه گذاری 30 میلیارد دلاری بر آن است سهم خود را از بازار جهانی گردشگری در سال 1404 با جذب حداقل یک و نیم درصد تعداد گردشگر بین‌المللی (20 میلیون نفر) به 2 درصد درآمد صنعت توریسم جهان برساند.

کیپ تاون-آفریقای جنوبی

بر این اساس در این مقاله به بررسی گزینه های استراتژیک یکی از شهرهای موفق جهان در زمینه گردشگری بین المللی یعنب کیپ تاون در آفرقای جنوبی پرداخته می شود:

  1. پیوند توسعه تولید متناسب با نیازهای بازار هدف: توریسم بازار را به تولیدات ارتباط می دهد و بنابراین بطور ذاتی، فضایی است. مقاصد موفق گردشگری بر پیوند تولید با بازارها و فراهم سازی ارتباط این دو، تمرکز می نمایند. از طریق درک عوامل مختلف انگیزشی سفر و الگوهای رفتاری بخش های بازار هدف، کیپ تاون باید بر نقاط قوت و تنوع تولیدات تأکید نماید و پیوند فضایی و بازار را در نظر گیرد تا به توده حساس، تثبیت موقعیت و تنوع سازی دست یابد.
  2. دستیابی به پایداری: آینده بلند مدت گردشگری در توریسم به گردشگری در حال توسعه ارتباط می یابد به حدی که طبیعت، فرهنگ، میراث ساخته شده و نوع زندگی را محترم شمارده و حفاظت کند و معاش کیپ تاونی ها را بهبود بخشد.
  3. توسعه هم ترازی بخشی و مشارکت: مشارکت و هم ترازی بیشتر بین بخش های عمومی و خصوصی، بین محیط های مختلف حکومت، صنعت یا جوامع و غیره، نیاز است. هم ترازی و کارآیی بخشی از طریق تعریف واضح نقش ها و مسئولیت ها، قاعده مند سازی فعالیت ها و اجتناب از تکرار بدست می آید. شفافیت مربوط به ارتباط بین توسعه گردشگری و بازاریابی گردشگری و عملکردهای سازمانهای مسئول، بحثی کلیدی است.
  4. تسهیل سرمایه گذاری: سرمایه گذاری خصوصی و عمومی در تسهیلات گردشگری و زیرساخت، پایه اصلی توسعه گردشگری است. محیط سرمایه گذاری مساعد برای جذب سرمایه در گردشگری و فعالیت کلی تجاری، یک تلاش اصلی در این زمینه است.
  5. توسعه مردمی: برای اینکه بخش گردشگری موفق شود و به معاش کیپ تاونی ها کمک نماید باید توسط استراتژی های مناسب آموزش و مهارت اموزش و توانمندسازی اقتصادی افراد و مشاغل کوچک حمایت شود.
  6. ارائه استانداردها و خدمات با کیفیت: باید بین وعده هایی که به بازدیدکنندگان داده می شود و محصولات ارائه شده هم ترازی وجود داشته باشد. به منظور این امر نیاز است که کیپ تاون از نظر دسترسی، امنیت، نظافت، تهیه خدمات و کیفیت مربوطه، فراهم سازی اطلاعات، گرایشات شهروندان و غیره به حقوق خود دست یابد.
  7. بازاریابی مقصد بطوری که مربوط به توسعه تولید باشد: ارتباط نزدیک تر بین این دو زمینه لازم است تا پایداری رشد را تأمین نماید. یک رهیافت منسجم و متعادل برای برند شهری، بهینه سازی بازده، مطابقت بازارها و محصولات و بازاریابی فعالیت ها مورد نیاز است. سرمایه گذاری معنی دار در توسعه تولید و بازار هم نیاز می باشد.
  8. تحقیقات به روز و متمرکز: گردشگری دانش و اطلاعات بر مبنای بخشی است. بخش گردشگری در کیپ تاون تاکنون تمام منافعی را که از تحقیق استراتژیک به دست می آید، درک نموده است- مبنایی که وجود دارد تا بر روی آن مطالعات صورت گیرد.

 منابع: 

  • World Tourism Organization (1994); National and Regional Tourism Planning Methodology and Cases,  Routledge: London.
  • Quattrone Giuliana (2002); Urban Development Strategies: THE “TOURISM CITY NETWORK, presented at the EURA Conference Urban and Spatial European Policies: Levels of Territorial Government, Turin 18-20 Apri