معیارهای عملکردی مؤثر برخیابان

مولفه های عملکردی یک مکان، مولفه هایی است که از ترکیب دو بعد «کالبد» و«فعالیت» شکل می گیرد و در حقیقت معیارهایی است که بستر مناسبی را برای فعالیت ها و عملکردهایی که در درون فضا اتفاق می افتد، فراهم می کند. بنابراین برای تحلیل این معیارها در فضای خیابان ابتدا به نقش های عملکردی و فعالیت های درون این فضا می پردازیم. نقش های عملکردی خیابان را می توان به دو دسته کلی تقسیم نمود. دسته اول شامل عملکردهایی است که در آن خیابان یک مسیر حرکتی و مکانی است برای رفت و آمد. دسته دوم، از عملکردهایی تشکیل می شود که فضای خیابان را نه به عنوان راه عبوری بلکه به عنوان یک مقصد مورد توجه قرار میدهد و به طور عمده به حضور پیاده ها در این فضا وابسته است.

city-street-design

البته همان طور که پیداست نقش های عملکردی یک خیابان از یکدیگر مستقل نیست. این نقشها بر هم تاثیر می گذارد. برای مثال شکل گیری فعالیت های اقتصادی در مجاورت یک ساختمان، مشوقی است برای حضور پیاده ها و حرکت آنها در این فضا از یک سو زمینه ای را برای بروز فعالیت های اجتماعی ایجاد خواهد کرد و از سویی دیگر به علت تضادی که با نقش عبوری سواره ها دارد، این نقش را در فضای خیابان کاهش خواهد داد. همچنین میزان اهمیت هر یک از این عملکردها و نیز درجه حضور آنها در خیابان های مختلف متفاوت است و کلیه عوامل تاثیر گذار همانند موقعیت در شبکه راه ها، موقعیت تاریخی، اجتماعی می تواند در این زمینه موثر باشد: که از این میان عوامل « موقعیت خیابان در سلسله راه های شهری » و « کاربری های مجاور با خیابان » در تعیین نقش های عملکردی یک خیابان موثر تر به نظر می رسد. موقعیت یک خیابان در سلسله مراتب راه های شهری از طریق تعیین میزان اهمیت حرکت سواره، دیگر نقش های خیابان را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. آیین نامه راه های شهری بر همین اساس به طبقه بندی راه ها پرداخته و میزان اهمیت سه نقش عبوری ـ دسترسی و اجتماعی را در هر دسته عنوان نموده است. طبق این طبقه بندی راه های شهری به دودسته کلی «راه های شریانی» و «راه های محلی» تقسیم می شود.

عامل دیگری که در تعیین نقش های عملکردی یک خیابان تاثیر گذار به نظر می رسند، نوع و مقیاس کاربری های هم جوار خیابان است و علی رغم این که این عامل خود تحت تاثیر عامل قبل بوده و موقعیت یک خیابان در سلسله مراتب راه های شهری در تعیین کاربری های هم جوار این فضا تاثیر گذار است، اما بدون شک عوامل دیگری نیز در این زمینه دخالت دارد، به گونه ای که مقیاس و نوع کاربری های مجاور یک خیابان خود به عنوان عاملی تاثیر گذار قابل طرح است. برای مثال نقش اجتماعی یک خیابان به میزان زیادی به نوع کاربری های مجاورآن بستگی دارد. عملکردهایی همانند فعالیت های تجاری و فرهنگی این نقش را افزایش داده و عملکردهایی همانند فعالیت های اداری، کارگاه های تولیدی و پارکینگ ها این نقش را به میزان زیادی کاهش می دهند.

 عوامل زیر از جمله عواملی هستند که به لحاظ عملکردی در تعریف فضا ی خیابان موثرند:

عملکرد خصوصی در مقابل عملکرد عمومی، عملکرد سواره در مقابل پیاده، عملکرد عبور در مقابل توقف، عملکرد سریع در مقابل کند، فضاهای اختصاص داده شده جهت عملکردهای محدود و مشخص،  فضاهای اختصاص داده شده جهت زمان های محدود و مشخص، فضاهای اختصاص داده شده جهت عملکردهای خاص در زمان های خاص .

فقدان یک چنین تعریف هایی برای فضای یک خیابان مسایل حاد زیر را پدید آورده است:

اختلاط و امتزاج شدید و مضر فضاهای عمومی با فضاهای خصوصی، استفاده غیر مجاز از فضا ها، رقابت و کشاکش دایمی برای استفاده از فضا و کسب حق تقدم، اختلاط بیش از حد انسان و ماشین و برخورد آنها، تمرکز فضایی و زمانی فعالیت ها در فضاهای خاص.

و به طور کلی وجود این مشکلات در فضای یک خیابان می تواند نتایج نامطلوب زیر را در بر داشته باشد:

وجود ناامنی و خطرات جانی و نسمی برای استفاده کنندگان ار فضاها، سلب آرامش و آسایش از آنها، اضطراب و نگرانی در اثر برخوردها، سرو صدای زیاد، آلودگی های محیطی نظیر آلودگی هوا، آلودگی سطح هیابان، پیاده رو ها و جوی ها، سرگردانی درفضاها و عدم امکان استفاده صحیح و مناسب از آنها.

عدم انطباق فرم ،فضا و عملکردهای مربوطه هنگامی پدید می آید که رابطه معقول و منطقی بین فرم، فضا و عملکرد ها وجود ندارد، نظیر :

  • قرار گرفتن غلط کاربری ها در فضا ها و اطراف آنها، قرار گرفتن کاربری های جذب کننده استفاده کنندگان نظیر خرده فروشی ها در فضاهای کوچک و فشرده سبب تراکم بیش از حد استفاده کنندگان از این فضاها شده است.
  • اندازه نامناسب فضاها با عملکردها :  در جاهایی که عملکردهای معددو متنوعی با تراکم زیاد .ج.د دارد و دسعت فضاها را ایجاب میکند فضاها به طور فوق العاده ای کوچک و محدود می شوند این مسیله به خصوص در مورد فضاهای مخصوص پیاده ( پیاده روها) به شدت صادق است.
  • عدم تناسب تراکم اطراف با فضاها : تراکم بیش از حد فعالیت ها در اطراف فضاهای مورد  نظر بیش از پیش موجب نابسامانی در فضا ها می شود. فضاهایی که با فعالیت های کم تراکم محصور شده اند با مسایل بالقوه کمتری روبرو می باشند.
  • عدم وجود یک فرم منسجم و مناسب برای کل فضا، به طوری که متناسب با هویت، شخصیت و عملکرد غالب آن باشد.
  • عدم استفاده از فرم های خاص طراحی جهت مشخص کردن فضاهای خاص با عملکردهای خاص نظیر:

محل ایستادن، محل عبور عابر پیاده، محل تماشا، محل نشستن و فضاهای خصوصی.

  •    عدم استفاده از ابزارها و تکنیک های طراحی جهت متمایز کردن فضاهای متفاوت، نظیر : کف پوش، فضای سبز، اختلاف سطح، نور و رنگ و تابلوها و علایم گوناگون.

منابع:

تحلیل فضاهای شهری در رابطه با الگوهای رفتاری استفاده کنندگان و ضوابطی برای طراحی، دکتر سید حسیندبحرینی ،چاپ اول، چاپخانه موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، سال 1375

پایان نامه کارشناسی ارشد معماری، یغمایی بنفشه ـ 1382