نظریات مفهوم گرای اندازه بهینه شهر

در دنیای امروز شهرها روز بروز در حال رشد و توسعه هستند و همین امر موجبات نگرانی های بسیاری را در رابطه با گسترش بی رویه فیزیکی شهرها پدید آورده است. در واقع این روند از آغاز دوره انقلاب صنعتی و از دل مهاجرت های وسیع به سوی شهرها آغاز گشت. در همین راستا عده ای از صاحبنظران با ارائه دیدگاه هایی در رابطه با کنترل و مهار گسترش بی رویه شهر نظریاتی را ارائه نموده اند. نظریات مربوط  به مفهوم اندازه بهینه شهر را، در چهار گروه اصلی می توان طبقه بندی کرد.

urban_smart_growth

الف) اندیشمندانی که اندازه مشخصی را به عنوان اندازه بهینه شهر پیشنهاد کرده اند: 

دو نکته قابل توجه درباره این گروه وجود دارد. نخست اینکه  اغلب مطالعاتی که اندازه مشخصی را به عنوان اندازه بهینه شهر تعیین کرده اند، در بین سال های 1937 تا 1971 میلادی صورت گرفته اند و پس از آن مطالعه جدی در رابطه با تعیین اندازه ای بهینه برای شهر به چشم نمی خورد. دوم آنکه دامنه تغییرات اندازه مشخص شده به عنوان اندازه بهینه شهر بسیار وسیع است (از 10 هزار نفر پیشنهادی برنان در سال 1949 تا 8 میلیون نفر پیشنهادی گودمن در سال 1960). بنابراین بر اساس یافته های مطالعات انجام شده نمی توان یک اندازه بهینه را برای شهرها در نظر گرفت و این نکته با نظریات ریچاردسون مبنی بر اینکه «موضوع اندازه بهینه شهر به تنهایی موضوع مفیدی نیست» همسو می باشد.

ب) اندیشمندانی که به مفهوم اندازه بهینه شهر اعتقادی ندارند، نظریات این دانشمندان از دهه 1975 میلادی ارائه شده اند.

ج) اندیشمندانی که اندازه بهینه ای را مطرح نمی کنند یا مفهوم اندازه بهینه شهر را به تنهایی معقول نمی دانند و معتقدند که باید به اندازه شهر در قالب سلسله مراتب بهینه شهری نگریست.

د) اندیشمندانی که اندازه بهینه ای برای شهر در چهارچوب شهرهای کوچک ، میانی و یا بزرگ مطرح می کنند. 

اغلب دیدگاه های اولیه در مورد اندازه بهینه شهر، هزینه های خدمات شهری را با اندازه شهر سنجیده و بر این اساس اندازه بهینه ای را برای شهر تعیین کرده اند. این روند از اوایل دهه 1930 شروع و تا اواخر دهه 1970  میلادی ادامه داشته است. بعد از دهه 1970 تقریباً تمامی تلاش های نظری و تجربی سعی کرده اند تا ارتباط بین هزینه ها یا درآمدهای شهری را با اندازه شهری و نه با اندازه بهینه شهر بررسی کنند. نگاهی به نظرات اندیشمندانی که اندازه بهینه مشخصی را برای شهر تعیین و مطرح می کنند نشان می دهد که دامنه تغییرات اندازه مشخص شده به عنوان اندازه بهینه شهر بسیار وسیع است. همین نکته نشان می دهد که توافقی بر روی اندازه بهینه شهر وجود ندارد و این غیرممکن است که یک اندازه شهر برای همه شهرها بهینه و یا ایده آل باشد. شهرها متفاوت از یکدیگر هستند و عملکردهای مختلف و متفاوتی دارند. به همین خاطر تعیین یک اندازه مشخص به عنوان اندازه بهینه شهری امکان پذیر نیست. این همسو با استدلال اندیشمندانی است که به اندازه بهینه شهر اعتقادی ندارند. برخی از اندیشمندان نیز شهرهای کوچک، میانی و یا بزرگ را بهینه می دانند. این اندیشمندان اندازه مشخصی از شهر را به عنوان اندازه بهینه مطرح نمی کنند، بلکه طیفی از اندازه های شهری را به عنوان اندازه بهینه مطرح می کنند، برای مثال شهرهای با جمعیت بین 5 تا 100 هزار نفر به عنوان شهرهای کوچک.

اندیشمندانی که نظریات آنها در مورد اندازه بهینه شهر باید مورد توجه قرار گیرد، اندیشمندانی هستند که اندازه بهینه یا مطلوب شهر را در چارچوب نظام شهری بهینه و یا نظام شهری مطلوب مطرح می کنند. این اندیشمندان معتقدند که اندازه مطلوب هر شهری فقط با درک جامع ویژگی های آن شهر و روابط متقابل آن در منطقه ای که واقع شده اند، قابل تعیین است و ارائه اندازه بهینه ای برای شهر غیرواقعی است. حال باید دید که از مطالعه ملاحظات اقتصادی و اندازه شهر ، ملاحظات اجتماعی و اندازه شهر،ملاحظات زیست محیطی و اندازه شهر و مدیریت شهری و اندازه شهر چه نتیجه ای حاصل می شود تا بتوانیم به یک نتیجه گیری کلی دست یابیم .

نتیجه مطالعات ملاحظات اقتصادی و اندازه شهر نشان می دهد که شهرهای بزرگ از نظر اقتصادی مقرون به صرفه تر هستند ، یعنی  شهرهای بزرگ از نظر اقتصادی کاراتر هستند؛ بهره وری نیروی کار در شهرهای بزرگ بیشتر است، نرخ بیکاری در شهرهای بزرگتر پایین تر است، از نظر فعالیت های اقتصادی متنوع تر هستند و سهم بیشتری در تولید کالاها و خدمات ملی دارند. اما هیچ یک از مطالعات انجام شده، علیرغم مقرون به صرفه بودن شهرهای بزرگ از نقطه نظر اقتصادی، اندازه بهینه ای را از نقطه نظر اقتصادی برای شهر ارائه نمی دهند.

مطالعات اجتماعی و اندازه شهر کانون توجه خود را بر تأثیر اندازه شهر بر تعاملات اجتماعی و جنبه ها و صور مختلف آن معطوف کرده و عمدتاً برای پاسخگویی به پرسشهایی همچون این موارد انجام شده اند: آیا اندازه شهر بر محتوای روابط اجتماعی از حالت نخستین، صمیمانه و رو در رو خارج شده و تبدیل به روابط رسمی، خشک و مبتنی بر قوانین و مقررات تأثیرگذار گشته است؟ یا اینکه افزایش اندازه شهر سبب می شود تا با سست شدن و تضعیف هنجارها و ابزارهای اجتماعی نظارت ، هرج و مرج و بی هنجاری بر روابط و تعاملات اجتماعی میان اعضای اجتماع غالب گردد و حیات نظام اجتماعی با خطر مواجه شود؟ نتیجه مطالعات انجام شده در زمینه ملاحظات اجتماعی و اندازه شهر نشان می دهد که اندازه بهینه ای از نظر ملاحظات اجتماعی برای شهر متصور نیست. هر یک از شهرهای کوچک، میانی و بزرگ نقاط مثبت و منفی اجتماعی دارند، که نمی توان بر اساس آنها به اندازه بهینه ای از شهر دست یافت.

از مطالعات ملاحظات زیست محیطی و اندازه شهر چنین نتیجه گیری می شود که رشد و توسعه شهری و به تناسب آن افزایش اندازه شهر از نظر جمعیتی و یا فضایی تأثیر بسیاری در محیط طبیعی و توان ظرفیت پذیری محیط دارد و تعیین اندازه مطلوب شهر بیشتر به مکان جغرافیایی هر شهر بستگی دارد. به عبارت دیگر، به طور کلی و در حالت عمومی نمی توان اندازه مشخصی را به عنوان اندازه بهینه شهر از نقطه نظر مدیریت شهری تعیین نمود، بلکه اندازه مطلوب شهر به نحوه مدیریت شهری وابسته است. بنابراین ملاحظات اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و مدیریت شهری  اندازه شهر، اندازه بهینه ای برای شهر را ارائه نمی دهند.

از بررسی نظریات ارائه شده در مورد اندازه بهینه شهر می توان نتیجه گرفت که موضوع اندازه بهینه شهر به تنهایی موضوع مفیدی نیست و اندازه مطلوب هر شهری فقط با درک جامع ویژگی های آن شهر در حالت عمومی و کلی غیرواقعی است. بنابراین در مجموع می توان چنین نتیجه گیری کرد که اندازه بهینه ای برای شهر متصوّر نیست و به جای اندازه بهینه شهر باید به نظام شهری کارآمد یا سلسله مراتب شهری مطلوب فکر کرد، پس اندازه مطلوب شهر در چارچوب نظام شهری مطلوب مفهوم می یابد.