منشور حقوق شهروندی و مارتین لوترکینگ

مارتین لوتر کینگ جونیور (به انگلیسی: Martin Luther King, Jr) (ژانویه ۱۹۲۹ – ۴ آوریل ۱۹۶۸) رهبر سیاهپوست جنبش حقوق مدنی ایالات متحده آمریکا بوده است. وی در یک خانوادهٔ متوسط در آتلانتا جورجیا به دنیا آمد. پدر و پدربزرگ وی از رهبران فرقهٔ باپتیست (تعمیدگرا) بودند و همین تمایلات مذهبی موجب ادامه تحصیل وی در رشتهٔ علوم دینی شد. درپی بازداشت رزا پارکس، زن سیاهپوستی که با بلند نشدن از روی صندلی یک اتوبوس عمومی برای یک سفیدپوست زندانی شد، کینگ جوان رهبری جنبش تحریم سیاهپوستان را برعهده گرفت و به‌عنوان یک فعال مبارزه با تبعیض نژادی در سرتاسر ایالات متحده آمریکا شهرت یافت. در سال ۱۹۵۷ به‌همراه ۶۰ رهبر سیاهپوست دیگر سازمانی را بنیان گذاشت که بعدها به کنفرانس رهبران مسیحی جنوب شناخته شد. وی در مبارزه علیه نژادپرستی از تعالیم مسیح، آبراهام لینکلن و مهاتما گاندی پیروی می‌کرد.

Martin_Luther_King_Jr

مارتین لوتر کینگ در سال ۱۹۶۳ به‌عنوان مرد سال ازسوی مجله تایم برگزیده شد و در سال ۱۹۶۴ به‌عنوان جوان‌ترین فرد جایزه صلح نوبل را دریافت کرد. اوج فعالیت‌های مبارزاتی مارتین لوتر کینگ در دههٔ ۱۹۶۰ و برای تصویب قانون حقوق مدنی بود. وی در سال ۱۹۶۳ در گردهمایی بزرگ طرفداران تساوی حقوق سیاهان که دربرابر بنای یادبود آبراهام لینکلن در واشنگتن دی‌سی بر‌گزار شد، معروفترین سخنرانی خود را به‌نام «رویایی دارم» انجام داد که از مهم‌ترین سخنرانی‌ها در تاریخ آمریکا به‌شمار می‌آید. دکتر لوتر کینگ در این سخنرانی، که در آن عبارت «رویایی دارم» تکرار می‌شد، درباره آرزوی خود سخن گفت و ابراز امیدواری کرد که زمانی آمریکا طبق مرام و آرمان خویش زندگی کند و تحقق مساوات و برابری ذاتی انسان‌ها را به چشم ببیند.

او پیامی ساده داشت: همه در برابر قانون برابرند. اما این پیام در آن زمان، چندان گوش شنوایی نداشت، همچنان که این ناشنوایی مسوولان را “سی تی ویوین” روحانی هوادار مارتین لوتر کینگ، در شهر سلما در ایالت آلاباما ثابت کرد. “سی تی ویوین”، خطاب به کلانتر “جیم کلارک” که به او اجازه نمی داد پای صندوق انتخابات برود و رای بدهد گفت: “می توانی به من پشت کنی، اما نمی توانی به اندیشه ی ِ عدل و داد پشت کنی، امروز می توانی پشت کنی، و می توانی چماق در دستت بگیری، اما نمی توانی عدالت را بکوبی! و ما برای رای دادن نامنویسی خواهیم کرد چون به عنوان شهروند آمریکا حق رای دادن داریم.” واکنش به این حق جستن ها، البته، بی خشونت نبود، میلیونها آمریکایی بر پرده تلویزیون هایشان دیدند که چه گونه “جیم کلارک” کلانتر شهر “سلما” در برابر این حقجویی ها از کوره در رفت و به این روحانی جوان چنان حمله کرد که نقش بر زمین شد. این واکنش های خشم آلود به کلانترهای نژادپرست محدود نمی شد، بسیاری از بزرگان و قدرتمداران آن روز آمریکآ، مانند “جرج والاس” فرماندار آلاباما که بخت رسیدن به ریاست جمهوری را هم داشت، از مخالفتشان با رفع تبعیض نژادی آشکارا سخن می گفتند. “جرج والاس” با تاکید اعلام کرده بود:”جدایی نژادی امروز، جدایی نژادی فردا، جدایی نژادی تا ابد!”

اما مارتین لوتر کینگ هم از پی گیری حق برابری آفریقایی تباران دست بردار نبود. او می گفت:” تا روزی که در قلب این شهر از زبان ساختار قدرت بشنویم که این جنبش را نمی تواند باز دارد، و تنها راه پرداختن به آن این است که دین خود را به این مردم ادا کند، و حقوق خدا داده و حقوقشان در قانون اساسی را به آنان بدهد؛ من آرام نخواهم گرفت.”

مارتین لوتر کینگ در ۴ آوریل ۱۹۶۸ در شهر ممفیس ایالت تنسی ترور شد. وی بار ها از روزگار نالیده بود که “کارم ساخته است! درمانده و دلسردم!” اما “درماندگی و گریه های شام و سحر” را کنار گذاشت و با رهبری جنبش حقوق مدنی آمریکا به سوی دستیابی آمریکاییان آفریقایی تبار به حق رای و برابری با سپیدپوستان، تا کام مرگ پیش رفت. جیمز ارل ری، تبهکار پیشینه  دار و بارها به زندان افتاده، او را هنگامی که روی بالکنی در نزدیکی اتاقش در طبقه دوم متل “لورن” در شهر “ممفیس” در ایالت “تنسی” ایستاده بود، به گلوله بست و کشت. این سپیدپوست نژادپرست چهل ساله، به کانادا، و از آن جا، با گذرنامه جعلی به انگلستان گریخت اما در فرودگاه لندن به دام افتاد و به ماموران آمریکایی تحویل داده شد.

در ماه اوت سال ۲۰۱۱ بنای یادبود دکتر مارتین لوتر کینگ، در محوطه جنوب غربی پارک ملی (National Mall) واشنگتن نصب شد. بنای یادبود مارتین لوتر کینگ، نخستین تندیس یک آمریکایی سیاه‌پوست است که در محوطه پارک ملی پایتخت و در کنار تندیس سفیدپوستان نامی ایالات متحده نصب شده است. بناهای یادبود آبراهام لینکلن، توماس جفرسون، تئودور روزولت، سه رئیس جمهور سفیدپوست آمریکا در بخش غربی این محوطه و کنار آب‌های هدایت شده رودخانه پوتومک قرار دارند.

سازنده‌ی این بنای یادبود که از چند قطعه سنگ غول پیکر تهیه شده و به نام “صخره امید” شهرت یافته است، یک هنرمند چینی به نام لِی یشین است. ساخت این بنای یادبود سال ۲۰۰۸ آغاز شد و در تابستان سال ۲۰۱۱ پس از انتقال از چین به بندر بالتیمور (در ایالت مریلند آمریکا) و سپس نصب آن در پارک ملی واشنگتن، به پایان رسید. وزن بنا ۱۶۰۰ تن و ارزش آن ۱۲۰ میلیون دلار است. در ابتدا قرار بود تندیس مارتین لوتر کینگ نگاهش به سمت بنای یادبود توماس جفرسون باشد و در کنار تندیس هم فرازی از سخنرانی دکتر کینگ حکاکی شود که در آن با اشاره به جمله معروف توماس جفرسون، دکتر کینگ گفته است:

“حالا وقت آن رسیده که گفته تو مبنی بر اینکه ‘همه انسانها برابرند’ را در عمل هم ببینیم.”

نگاه لوتر کینگ در این تندیس یادبود به سمت جنوب غربی متمایل است. در حالی که بناهای یادبود جفرسون و لینکلن در جنوب شرقی لوتر کینگ واقع شده اند. در ابتدا به ساخت تندیس یادبود توسط یک هنرمند چینی و در چین انتقاد شد و سپس خیلی‌ها به شکل، محتوا و نوشته‌های حکاکی شده در کنار این تندیس، انتقاد کردند. انتقادها به قدری بالا گرفت که دست آخر مقامات پارک ملی واشنگتن ناچار شدند تا از لی یشین، بخواهند تا دست کم متن حکاکی شده در حاشیه تندیس را اصلاح کند. برخی از منتقدان هم گفتند نحوه ایستادن مجسمه، نگاه او و چهره جدی و بدون لبخند لوتر کینگ در این تندیس، تلاش عمدی هنرمند چینی برای نشان دادن نارضایتی‌اش از سفارش دهندگان بوده است.

 داستان مارتین لوتر کینگ، مردی که مهاتما گاندی، رهبر استقلال هند، و فلسفه نافرمانی مدنی دور از خشونت او را الگوی ماموریت خود کرده بود، بر دیوار نگاره ای در کتابخانه یادمان مارتین لوتر کینگ در شهر واشنگتن باز گفته شده است. از تحریم اتوبوس سوار شدن آمریکاییان آفریقایی تبار که باید جای خود را در اتوبوس به سپیدپوستها می سپردند، تا روزهایی که مارتین لوترکینگ در زندان بسر برد و بسیاری از نوشته هایش را همانجا در پشت میله های زندان آفرید، و نیز تا راهپیمایی های انبوه در واشنگتن، در جایی که “مارتین لوترکینگ” سخنرانی جاودانه اش را ایراد کرد: “رویای آن دارم که روزی دختر چهار ساله ام بر مبنای شخصیت وجودی اش قضاوت شود نه رنگ پوست”؛ رویایی که نوید برابری نژادی و پایان تبعیض های نژادی را می داد و سرانجام، سنگ گوری در اتلانتا، در ایالت “جرجیا” که بر آن نوشته اند: شکر خدای قادر متعال را! سرانجام آزاد هستم!

این سرگذشت دور و دراز را چه گونه می توان خلاصه کرد؟ شاید در یادگاه مارتین لوترکینگ در پایتخت آمریکا، درست روبروی یادگاه “توماس جفرسون” یکی از نخستین روسای جمهوری و از نویسندگان قانون اساسی آمریکا، و آن سو برج یادبود جرج واشنگتن، رهبر استقلال و نخستین رئیس جمهوری ایالت متحده…اما از میان این سه تن، و از میان همه آمریکاییان، مارتین لوتر کینگ تنها شهروند آمریکاست که هر سال، در ایالات متحده، یک روز بنام او تعطیل رسمی و سراسری است. راز عظمت این روحانی را که در راه حقوق انسانی همگان لحظه یی نیز باز نایستاد و هرگز جویده جویده سخن نگفت، در یادگاه او به چشم می خورد؛ در دو پاره کوه که از دل آن پیکره بزرگ اورا بیرون کشیده اند. بر پای این پیکره نوشته اند:

“از دل کوهی از نومیدی ودرماندگی، تندیسی از امید!”

این مرد “امید” و از پا نیفتادن ها آیا پیشبینی می کرد که روزی نه چندان دور، یکی از آفریقایی تباران آمریکایی به کاخ سفید راه یابد و بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند؟

منابع:

  1. ویکی پدیا پارسی، 20 ژانویه 2014
  2. خبرگزاری صدای آمریکا، 19 ژانویه 2014